برچسب:
نویسنده: آیلار
برچسب:
نویسنده: آیلار
برچسب: کوچک کننده بینی,
نویسنده: آیلار
برچسب: خریداینترنتی,
نویسنده: آیلار
برچسب:
نویسنده: آیلار
خیلی وقته که بارون نزده.! رنگ عشق به این خیابون نزده! خیلی وقته گلی پر پر نشده! دل اسمون سبک تر نشده! مه سرد روی این پنجره ها! مثه بغض توی سینه ی منه! ابر چشمام پر اشکه ای خدا! وقتشه دوباره بارون بزنه ! خیلی وقته که دلم برای تو تنگ نشذده!قلبم از دوری تو بدجوری دل تنگ نشده! بعد تو هیچ چیزی دوست داشتنی نیست کوه غصه از دلم رفتنی نیست! حرف عشق تو رو من باکی بگم؟ همه حرفا که دیگه گفتنی نیست!خیلی وقته که دلم برای تو تنگ نشده ! قلبم از دوری تو بدجوری دلتنگ نشده....!
برچسب:
نویسنده: آیلار
قایقی خواهم ساخت... خواهم انداخت به آب ... دور خواهم شد از این خاک غریب .... که درآن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق...قهرمانان را بیدار کند ....قایق از تور تهی ....ودل از آرزوی مروارید ... هم چنان خواهم راند...نه به ابی ها دل خواهم بست .... نه به ابی پریانی که سر از آب به در می آرند.......ودر آن تابش تنهایی ماهی گیران ... می فشانند فسون از سر گیسوهاشان ....هم چنان خواهم راند... پشت دریاها شهری است..... که در آن پنجره ها رو به تجلی بازند....بام ها جای کبوترهایی است... که به فواره ی هوش بشری می نگرد.... دست هر کورک ده ساله ی شهر، شا خه معرفتی است.... مردم شهر به یک چینه چنان مینگرند، که به یک شعله ، به یک خواب لطیف ، خاک موسیقی احساس تو را میشنود ...و صدای پر مرغان اساطیر، می اید در باد .... پشت دریاها شهری است ....که در آن وسعت خورشید به اندازه ی چشمان سحر خیزان است....شاعران وارث آب و خرد و روشنی اند پشت دریاها شهری است .... قایقی باید ساخت.......!!!!!
برچسب:
نویسنده: آیلار
نمی دانم....نمی دانم... پس از مرگم چه خواهد شد؟؟؟
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت؟؟؟
ولی بسیار مشتاقم ، که از خاک گلویم سوتکی سازد...
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
داد یکریز و پی در پی
دم گرم و چموشش را در گلویم سخت بفشارد
عذاب خفته را آشفته تر باشد
بدین سان بشکند هردم
سکوت مرگبارم را
برچسب:
نویسنده: آیلار
سلام سلام یه دوستای گل و گلابم!ممنونم که به من سر زدید بازم بیاین خوشحال میشم!خخخخخ
یه نکته بگم که من دخترم و به من نگین داداش و دیگه این که میتونین عکس هم اپلود کنین از بغل صفحه چند تایی گذاشتم!اپلود کنین و نظر بدین که خوبن یانه؟؟؟؟؟؟؟
دیگه این که یه فایل نظر سنجی هم گذاشتم لطفا نظر بدید !
دوست دار همه تونم آیلار
یه شب خوب تو اسمون ، یه ستاره چشمک زنون
خندیدو گفت به یادتم ، تا همیشه ، تا پای جون
ستاره قشنگی بود!خندون و ناز و مهربون
ستاره شد عشق منو ، منم شدم عاشق اون
اما زیاد طول نکشید ، عشق منو ستاره جون
ابر اومدو دزدید و برد ستارمو نامهربون
چقدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدیده و به جاش یه زخم کهنه رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای این که لبریز کینه و نفرت بشی حس کنی که هنوزم دوسش داری
چقدر سخته سرت رو باز به دیواری تکیه بدی که یه بار زیر آوار غرورش له شدی
چقدر سخته تو دلت ساعتها باهاش حرف بزنی اما وقتی دیدیش هیچ چیز جز سلام نتونی بگی
چقدر سخته وقتی پشتت بهشه دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه ولی مجبور باشی بخندی تا نفهمه که هنوزم دوسش داری
چقدر سخته گل آرزوهاتو، تو باغ دیگیری ببینی و هزاربار تو خودت بشکنی و اروم زیر لب بگی "گل من باغچه نو مبارک"
برچسب: گوچک,کننده بینی,کوچک,
نویسنده: آیلار
برچسب:
نویسنده: آیلار
پرسید به خاطر چه زنده ای؟؟؟با این که دلم میخواست با تمام وجودم داد بزنم به خاطر تو،بهش گفتم "به خاطر هیچ کس" پرسید به خاطر چه زنده ای؟؟؟با این که دلم فریاد میزد به خاطر تو،با یه بغض بهش گفتم "به خاطر هیچ کس" من از او پرسیدم:تو به خاطر چه زنده ای؟؟؟ درحالیکه اشک تو چشماش جمع شده بود گفت"به خاطر کسی که برای هیچ زنده است"
برچسب:
نویسنده: آیلار
بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
همه تن چشم شدم خیره به دنبال تو گشتم
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم
شدم آن عاشق دیوانه که بودم
درنهان خانه ی قلبم گل یادتو درخشید
باغ صد خاطره خندید،عطر صد خاطره پیچید
یادم آمد که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم
پرگشودم،دران خلوت دل خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم
توهمه راز جهان ریخته در چشم سیاهت
من هم محو تماشای نگاهت
اسمان صاف و شب ارام
برچسب:
نویسنده: آیلار